|
!!!! |
|
بچه ها دوباره دارام میام !
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 23:33 توسط "" نیما""
|
|
|
|
بی مقدمه |
|
درخت که مثل هميشه است!
چه اتفاقی برای پرنده ها افتاد؟
که امروز ،امروز نيست
چه اتفاقی برای آينه افتاد؟
که من... من ...نیست...نیست!
عادت می کنی
به نام فروردين
به نام کوچکت
به نام کوچه ها...
عادت می کنی
به کفش های تازه
خيابان های تازه تر...
به تمام شهر عادت می کنی.
اما
فقط
عادت می کنی...
با تشکر از دوست خوبم
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:8 توسط "" نیما""
|
|
|
|
|
|
|
درباره ی ما |
|
خدا انتظار ندارد که ما کار بزرگی انجام دهیم
بلکه کارهای کوچک را با عشق بزرگ انجام دهیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پروردگارا چشمی که هر لحظه تو را ناظر بر خود نبیند کور است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصله ی دل دو سه بخیه کار دارد
|
|
منوی اصلی |
|
|
دست نوشته های قدیمی |
|
|
|
موضوعات وبلاگ |
| |
|
محله باصفا |
|
|
ابزار |
|
| |