تبليغاتX
..::سرو سبز::..

بی مقدمه

 

قلم چرخید و فرمان را گرفتند

ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات

توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان

شبانه جای شاهان را گرفتند

همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند

به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد

هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه

مسلمان نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی

زنان را نیز، مردان را گرفتند

سراغ سفره ها، نفتی نیامد

ولیکن در عوض نان راگرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان

از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشاء

به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول

دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار

مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه

که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی

گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت

برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند

محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد

سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین

به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل

همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام

دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد

خدائی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار

دلیلش اینکه درمان راگرفتند

مقام رهبری هم شعر میگفت

ز دستش بند تنبان را گرفتند

همه این‌ها جهنم، این خلایق

ز مردم دین و ایمان را گرفتند

 

 



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 23:29 توسط "" نیما"" |

عادت

               آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن           

 منو از این دل خوشیو آرامشم جدا نکن

              من برای باتو بودن پر عشق و خواهشم              

            واسه بودن کنارت  تو بگو به هر کجا پر می کشم

             منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه                

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

             چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه          

نوازش دستای تو عادت ترکم نمیشه

             فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار             

       به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار

مهر لباتو روتنو روی لب کسی نزن         

          فقط به من بوسه بزن به روح و جسمو تن من 





+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 9:48 توسط "" نیما"" |

درباره ی ما


خدا انتظار ندارد که ما کار بزرگی انجام دهیم

بلکه کارهای کوچک را با عشق بزرگ انجام دهیم


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پروردگارا چشمی که هر لحظه تو را ناظر بر خود نبیند کور است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن

که هنوز وصله ی دل دو سه بخیه کار دارد

منوی اصلی

دست نوشته های قدیمی

موضوعات وبلاگ

محله باصفا

ابزار

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

<bgsound src="http://nima.sf.googlepages.com/ShadmehrAghili-Adat.wma" loop=infinite>

ذخيره آهنگ .;;آدم بدا عاشق نمیشن;;.

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ sarve-sabz محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط سرو سبز